على ربانى گلپايگانى
358
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
از مطالعه مجموع روايات اهل بيت عليهم السّلام در مورد تقيّه ، به دست مىآيد كه آنان دوگونه تقيّه را به كار مىگرفته و به شيعيان خود توصيه مىكردهاند . يكى تقيهى خوفى و ديگرى تقيّهى مداراتى . روايات مربوط به تقيهى خوفى فراوانتر از روايات مربوط به تقيهى مداراتى است . تقيّه خوفى گاهى مربوط به خطر و ضرر بر جان يا عرض و آبرو يا مال خود شخص است ، و گاهى مربوط به خطر و ضرر بر جان يا عرض يا مال مؤمنان ديگر و بستگان خويش است . و گاهى مربوط به خطر و ضرر بر اسلام و مذهب . و تقيهى مداراتى در جايى است كه خوف و ترس نسبت به امور ياد شده وجود ندارد ، ولى انسان با به كار گرفتن روش تقيّه بهتر مىتواند مسؤوليت دينى خود را در هدايت و ارشاد ديگران ، و تقويت وحدت و اخوّت اسلامى انجام دهد ، در احاديثى كه از تقيه بهعنوان سپر و سنگ ( جنّة ، ترس ) يادشده تقيّهى خوفى مقصود است و رواياتى كه به حسن معاشرت و التزام به اعمال پسنديده سفارش كرده است ، بيشتر با تقيّهى مداراتى مناسبت دارد ، يعنى هدف عمده و اساسى از آن جلبنظر مخالفان به شيعه و آيين تشيّع است ، اگرچه در حفظ جان و آبرو و مال شيعيان نيز مؤثّر خواهد بود . هشام بن حكم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : از انجام كارى كه به واسطهى آن ما را سرزنش مىكنند بپرهيزيد ، زيرا فرزند ناخلف كارهايى مىكند كه پدرش به واسطهى آن ملامت مىشود ، براى آن كس كه خود را به او وابستهايد ( ائمهى اهل بيت عليهم السّلام ) مايهى زينت باشيد نه مايهى عيب و زشتى . با جماعتهاى آنان نماز بگذاريد ، بيمارانشان را عيادت كنيد ؛ جنازههايشان را تشييع نماييد ، در هيچ كار خيرى